بعد از مدتها سلام. باور کنین تقصیر من نیست . این هم وبلاگیهای تنبل من هستن که باعث دیر به دیر

 آپ دیت شدن وبلاگ میشن. این هم ترانه "صیاد" باز هم تقدیم به کسی که خیلی ازم دوره....

   

چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم
از دوری صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی
بر دل بنشانی
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی
وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوی تو با عشق بشويم
با حال نزارم

برخيز که داد از من بيچاره ستانی
بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی
خوش جلوه نمايی
ای برده امان از دل عشاق کجايی
تا سجده گذارم
گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هيچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم

 

 

   


 

نوشته شده توسط کامی در سی و یکم فروردین 1387 ساعت 21:15 موضوع عاشقانه | لینک ثابت