تبليغاتX
 عجله نکنید؛همه چی هست
 

خدایا

خدایا.....

خدایا

چه لحظه هايی که در زندگی تو را گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی

چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم  نکردی

چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی

چه روزهایی که سرم تو لاکم کردم و توی غصه هایی که فکر میکردم تو برای تلافی کارهای بدم برام فرستادی دست و پا زدم ، اما تو همیشه کاری کردی که به صلاح من است

خدایا

وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی

وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت و دنیا غم هاش رو بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرامش دادی

خدایا

اگه هنوز همون خدایی

شفای مادر- مادر هممون - عاجزانه از تو میخوام

 


 

نوشته شده توسط حمید در هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:4 موضوع | لینک ثابت


وقتي با مني ،‌ خود را احساس مي كنم
وقتي براي تو تلاش مي كنم
هستم
وقتي به ياد توام
هستم
براي همين است
كه دوستت دارم
با
تو هستم

 


 

نوشته شده توسط کامی در چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 16:37 موضوع عاشقانه | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط کامی در دوم اردیبهشت 1387 ساعت 16:6 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


این 4 نفر...


 

نوشته شده توسط کامی در دوم اردیبهشت 1387 ساعت 15:37 موضوع عمومی | لینک ثابت


لیوان آب را همین امروز زمین بگذار....

 

 

داستان لیوان آب

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است.
اما سوال من
این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد
.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت
همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد
می‌گیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگرى
جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده
است؟
شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من
چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین
بگذارید.
استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است
.
اگر آنها را چند
دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر
به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن
است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت
فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که
لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است!

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط کامی در یکم اردیبهشت 1387 ساعت 0:4 موضوع عمومی | لینک ثابت